دوفصلنامه تحقیق و توسعه در حقوق کیفری و جرم شناسی

دوفصلنامه تحقیق و توسعه در حقوق کیفری و جرم شناسی

امکان‌سنجی نظری پیوند نظارت الکترونیک و عدالت ترمیمی در پرتو نظریه شرمساری بازپذیرنده از «داغ ننگ دیجیتالی» تا «داربست حمایتی»

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
گروه حقوق، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران
10.22034/jclc.2026.2092839.1362
چکیده
نظارت الکترونیک به عنوان فناوری برآمده از پارادایم کنترل اجتماعی و معماری انضباطی مدرن، در ظاهر با مبانی فلسفی عدالت ترمیمی که بر اعتماد، مسئولیت‌پذیری و ترمیم روابط اجتماعی آسیب‌دیده استوار است، در تعارض بنیادین قرار دارد. از یک سو، پارادایم نظارت در آثار فوکو، دلوز و کوهن تصویری از فناوری نظارتی به مثابه ابزار قدرت، بسط شبکه کنترل و درونی‌سازی انضباط ارائه می‌دهد؛ از سوی دیگر، پارادایم عدالت ترمیمی به پیروی از زهر و بریث‌ویت، بر مشارکت فعال بزه‌دیده، پذیرش داوطلبانه مسئولیت از سوی بزهکار، و بازسازی روابط انسانی آسیب‌دیده تأکید می‌ورزد. این تعارض در سطح اجرایی به «دوگانگی محوری» میان منطق امنیت‌محور و منطق ترمیم‌محور می‌انجامد. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با اتکا به منابع کتابخانه‌ای داخلی و خارجی، می‌کوشد امکان نظری پیوند این دو پارادایم را بسنجد و به این پرسش بنیادین پاسخ دهد: آیا می‌توان از ابزاری که ذاتاً بر «عدم اعتماد» استوار است، در خدمت پارادایمی که بر «اعتماد و مسئولیت‌پذیری» بنا شده، بهره جست؟ فرضیه اصلی پژوهش این است که نظریه «شرمساری بازپذیرنده» جان بریث‌ویت می‌تواند به مثابه پل مفهومی، این تعارض ظاهری را بازگشایی کند. بریث‌ویت با تمایز بنیادین میان «شرمساری طردکننده» ـ که در آن، شخص عامل همراه با عمل تقبیح و از جامعه متعارف طرد می‌شود ـ و «شرمساری بازپذیرنده» ـ که در آن عمل به شدت تقبیح اما کرامت و هویت انسانی شخص عامل حفظ می‌گردد ـ نشان می‌دهد که کنترل اجتماعی ذاتاً نه خوب است و نه بد؛ ارزش اخلاقی و کارآمدی آن تابع نحوه اعمال، چارچوب گفتمانی، و بستر سازمانی آن است. تحلیل نظری حاضر نشان می‌دهد که نظارت الکترونیک ذاتاً نه ابزاری انگ‌زننده است و نه ابزاری بازپذیرنده؛ کارکرد آن تابع چارچوب فلسفی، سازمانی و گفتمانی حاکم بر اجرا است. در صورت اعمال در بستر کنترل‌محور، این فناوری به «داغ ننگ دیجیتالی» بدل می‌شود که با الصاق هویت مجرمانه دائمی به فرد، پیوندهای او با جامعه متعارف را می‌گسلد، انگیزه بازپذیری را می‌کاهد، و مصداق بارز شرمساری طردکننده مورد انتقاد بریث‌ویت است. در مقابل، اگر در چارچوبی ترمیمی و در پرتو چهار شرط بنیادین بازتعریف شود ـ نخست، تبعیت کنترل از ترمیم به نحوی که نظارت ابزاری در خدمت هدفی بزرگ‌تر باشد نه غایتی مستقل؛ دوم، حفظ کرامت فرد در عین تقبیح قاطعانه عمل؛ سوم، ترکیب الزامی با شبکه‌های حمایت اجتماعی، درمان و بازپروری؛ و چهارم، موقتی و غایت‌مند بودن دوره نظارت ـ این فناوری می‌تواند به «داربست حمایتی» موقتی برای فرآیند بازپذیری اجتماعی بزهکار تبدیل شود. این بازتعریف نظری، گرچه از حیث معرفت‌شناسی ممکن است، اما در مقام عمل مشروط به تحول گفتمانی-نهادی دو سطحی است: در سطح گفتمانی، نیازمند گذار از خوانش حبس از راه دور به خوانش داربست حمایتی در فرهنگ قضایی-اجرایی است؛ و در سطح سازمانی، نیازمند بازتعریف مأموریت نهادهای مجری و آموزش تخصصی کنشگران است. در غیاب این تحول، تجربه ایران در اجرای ماده ۶۲ قانون مجازات اسلامی همچنان در گرداب پارادایم مدیریتی-امنیتی باقی می‌ماند.
کلیدواژه‌ها
موضوعات

الف) منابع فارسی
برهانی، محسن و نوری زینال، المیرا. (۱۳۹۶). «انتقادات وارد بر عدالت ترمیمی». در: دانشنامه عدالت ترمیمی. تهران: نشر میزان، صص ۲۰۴-۲۲۶.
جانی‌پور، کرم. (۱۳۹۷). «تحلیل نظارت الکترونیکی به عنوان مصداقی از جایگزین‌های حبس». نشریه علمی پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی، دوره ۹، شماره ۳۵، صص ۳۱-۵۴.
جانی‌پور، کرم، صالحی، علی و صالحی، زینب. (۱۴۰۵). «کمینه‌سازی مجازات حبس: مطالعه تطبیقی فقه اسلامی، نظام عدالت کیفری ایران و آمریکا». فصلنامه تحقیق و توسعه در حقوق تطبیقی، دوره ۹، شماره ۳۰، صص ۸۰-۱۲۹.doi: 10.22034/law.2025.2058960.1642
حدادزاده نیری، محمدرضا. (۱۳۹۶). دانشنامه عدالت ترمیمی. تهران: نشر میزان.
خاقانی اصفهانی، مهدی و عبدالهی، سامان. (۱۳۹۴). «مجازات نظارت الکترونیکی؛ خلاقیتی میان رشته‌ای در کیفرشناسی، علوم انتظامی و سیاست جنایی». فصلنامه دانش انتظامی لرستان، دوره ۳، شماره ۳، صص ۱-۲۸.
رضایی، غلامحسین و شاکری، یاسر. (۱۳۹۷). «عدالت ترمیمی در نظام حقوقی ایران و دیوان کیفری بین‌المللی». فصلنامه تمدن حقوقی، دوره ۱، شماره ۱، صص ۳۹-۶۵.
زهر، هاوارد. (۱۳۸۸). کتاب کوچک عدالت ترمیمی. ترجمه حسین غلامی. تهران: انتشارات مجد.
شاهد، بهارک. (۱۴۰۴). «چالش‌های اساسی حمایت از بزه‌دیده در قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ از منظر الگوی دادرسی بزه‌دیده‌محور». دوفصلنامه تحقیق و توسعه در حقوق کیفری و جرم‌شناسی، دوره ۲، شماره ۴، صص ۲۸۵-۳۰۸. Doi: 10.22034/jclc.2025.2050500.1148
شیری، عباس. (۱۳۹۶). عدالت ترمیمی. تهران: بنیاد حقوقی میزان.
غلامی، حسین. (۱۳۹۷). عدالت ترمیمی. تهران: انتشارات سمت.
غلامی، حسین و رستمی غازانی، امید. (۱۳۹۲). «زمینه‌های عدالت ترمیمی در اساسنامه دیوان کیفری بین‌المللی». فصلنامه پژوهش حقوق کیفری، دوره ۲، شماره ۴، صص ۳۳-۶۴.
کتابچیان، سپیده، عالی‌پور، حسن، الهی‌منش، محمدرضا و پاکزاد، بتول. (۱۴۰۵). «سنجش کارآمدی قرار تعویق صدور حکم در پرتوی رویۀ قضایی ایران با نگاهی به حقوق انگلستان». دوفصلنامه تحقیق و توسعه در حقوق کیفری و جرم‌شناسی، دوره ۳، شماره ۵، صص ۳۹۱-۴۲۰. Doi: 10.22034/jclc.2025.2062433.1196
کوشکی، غلامحسن و حسین‌وند، موسی. (۱۳۹۶). دانشنامه عدالت ترمیمی. تهران: نشر میزان.
کوشکی، غلامحسن و پوستچی، امیر. (۱۴۰۳). «چالش‌های اجرایی نهاد نظارت سامانه‌های الکترونیکی در نظام عدالت کیفری ایران با نگاهی بر رویه قضایی». پژوهش‌های حقوق جزا و جرم‌شناسی، دوره ۱۲، شماره ۲۴، صص ۹۷-۱۲۸.
نجفی ابرندآبادی، علی‌حسین. (۱۳۸۲). «از عدالت کیفری «کلاسیک» تا «عدالت ترمیمی»». مجله تخصصی الهیات و حقوق دانشگاه علوم اسلامی رضوی، شماره ۹ و ۱۰، صص ۳۷-۸۸.
نجفی ابرندآبادی، علی‌حسین، شادمان‌فر، محمدرضا و توجهی، عبدالعلی. (۱۳۸۷). «اصلاح ذات‌البین و نظریه عدالت ترمیمی». فصلنامه مدرس علوم انسانی، دوره ۱۲، شماره ۳، صص ۱۹۸-۲۲۲.
نجفی ابرندآبادی، علی‌حسین. (۱۳۹۶). «بسترهای اجتماعی و حقوقی عدالت ترمیمی در ایران». در: دانشنامه عدالت ترمیمی. تهران: نشر میزان، صص ۸۱۳-۸۲۳.
نیازمند، ندا. (۱۳۹۱). آسیب‌شناسی آموزه‌های عدالت ترمیمی. تهران: گنج دانش.
ب) منابع لاتین
Ahmed, E., Harris, N., Braithwaite, J., & Braithwaite, V. (2001). Shame Management Through Reintegration. Cambridge: Cambridge University Press.
Becker, H. S. (1963). Outsiders: Studies in the Sociology of Deviance. New York: Free Press.
Bentham, J. (1995/1791). The Panopticon Writings. Edited by M. Bozovic. London: Verso.
Bottoms, A., & Tankebe, J. (2012). "Beyond Procedural Justice: A Dialogic Approach to Legitimacy in Criminal Justice". Journal of Criminal Law and Criminology, 102(1), 119-170.
Braithwaite, J. (1989). Crime, Shame and Reintegration. Cambridge: Cambridge University Press.
Braithwaite, J. (2002). Restorative Justice and Responsive Regulation. Oxford: Oxford University Press.
Cohen, S. (1985). Visions of Social Control: Crime, Punishment and Classification. Cambridge: Polity Press.
Daly, K. (2002). "Restorative Justice: The Real Story". Punishment & Society, 4(1), 55-79.
Deleuze, G. (1992). "Postscript on the Societies of Control". October, 59, 3-7.
Foucault, M. (1977). Discipline and Punish: The Birth of the Prison. Translated by A. Sheridan. New York: Pantheon Books.
Garland, D. (2001). The Culture of Control: Crime and Social Order in Contemporary Society. Chicago: University of Chicago Press.
Hamai, K., & Ellis, T. (2008). "Genbatsuka: Growing Penal Populism and the Changing Role of Public Prosecutors in Japan". Japanese Journal of Sociological Criminology, 33, 67-91.
Hay, C. (2001). "An Exploratory Test of Braithwaite's Reintegrative Shaming Theory". Journal of Research in Crime and Delinquency, 38(2), 132-153.
Hucklesby, A. (2009). "Understanding Offenders' Compliance: A Case Study of Electronically Monitored Curfew Orders". Journal of Law and Society, 36(2), 248-271.
Lyon, D. (2001). Surveillance Society: Monitoring Everyday Life. Buckingham: Open University Press.
Marshall, T. F. (1999). Restorative Justice: An Overview. London: Home Office Research Development and Statistics Directorate.
Martin, J. S., Hanrahan, K., & Bowers, J. H. (2009). "Offenders' Perceptions of House Arrest and Electronic Monitoring". Journal of Offender Rehabilitation, 48(6), 547-570.
Maxwell, G., & Morris, A. (2006). "Youth Justice in New Zealand: Restorative Justice in Practice?". Journal of Social Issues, 62(2), 239-258.
Ministry of Justice, UK. (2019). Electronic Monitoring Statistics Bulletin. London: HMSO.
Nellis, M. (2014). "Understanding the Electronic Monitoring of Offenders in Europe: Expansion, Regulation and Prospects". Crime, Law and Social Change, 62(4), 489-510.
Nellis, M., Beyens, K., & Kaminski, D. (Eds.). (2013). Electronically Monitored Punishment: International and Critical Perspectives. London: Routledge.
Paterson, C. (2007). "Commercial Crime Control and the Electronic Monitoring of Offenders in England and Wales". Social Justice, 34(3-4), 98-110.
Payne, B. K., & Gainey, R. R. (2004). "The Electronic Monitoring of Offenders Released from Jail or Prison: Safety, Control, and Comparisons to the Incarceration Experience". The Prison Journal, 84(4), 413-435.
Roberts, J. V. (2004). The Virtual Prison: Community Custody and the Evolution of Imprisonment. Cambridge: Cambridge University Press.
Sherman, L. W. (1993). "Defiance, Deterrence, and Irrelevance: A Theory of the Criminal Sanction". Journal of Research in Crime and Delinquency, 30(4), 445-473.
Zehr, H. (1990). Changing Lenses: A New Focus for Crime and Justice. Scottdale: Herald Press.
ارسال نظر در مورد این مقاله
نام را وارد کنید.
نشانی پست الکترونیکی را به درستی وارد کنید.
وابستگی سازمانی را به درستی وارد کنید.
توضیحات را وارد کنید (حداقل 50 حرف)
CAPTCHA Image
شناسه امنیتی را به درستی وارد کنید.

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 20 مهر 1405