اسیدپاشی در زمره جنایاتی است که مجازات اصلی و اولیه آن قصاص اعم از نفس، عضو یا منفعت است. ضرورت رعایت مماثله در اجرای قصاص از یک سو و سقوط قصاص در فرضی که خطر تجاوز در قصاص عضو یا منفعت وجود دارد از سوی دیگر موجب شده در خصوص امکان اجرای قصاص در قبال این جرم تردید جدی وجود داشته باشد. مقابله علمی با این رفتار که آثار جسمی و روانی غیرقابل جبرانی بر جسم و روان بزهدیده بر جای میگذارد نیازمند اتخاذ سیاست جنایی مدبّرانه و همه جانبهای مبتنی بر مولفههای شدت مجازات و حمایت از بزهدیده است. در این میان، تردید در امکان اجرای قصاص هدف بازدارندگی این جرم را تحت تأثیر قرار میدهد. پژوهش حاضر ضمن تحلیل ارکان مادی و معنوی این بزه، سیاست کیفری ایران را در قبال این جرم در پرتو «قانون تشدید مجازات اسیـدپاشــی و حمایت از بزهدیدگان ناشی از آن» از منــظر قواعد حقوق کیفری و موازین فقهی از جمله شرط مماثله در استیفای قصاص، مورد ارزیابی قرار میدهد. به رغم نوآوریهایی که قانون جدید در مقایسه با قانون سابق و سازگاری بیشتر آن با فقه اسلامی، کماکان در رفتارهای فیزیکی تشکیل دهندة رکن مادی این جرم، مجازات شروع به جرم اسیدپاشی، ماهیت گذشت اولیاءدم یا بزهدیده در قبال مجازات تعزیری این جرم ابهام وجود دارد. علاوه بر این در خصوص قابلیت اجرا یا عدم اجرای قصاص عضو یا قصاص منفعت میتنی بر شرط مماثلت نیز تردید وجود دارد که شایسته است قانونگذار این نواقص را مرتفع کند.
عارفی,مرتضی . (1403). تحلیل فقهی و حقوقی سیاست کیفری ایران در قبال اسیدپاشی. دوفصلنامه تحقیق و توسعه در حقوق کیفری و جرم شناسی, 1(1), 261-287. doi: 10.22034/jclc.2024.718666
MLA
عارفی,مرتضی . "تحلیل فقهی و حقوقی سیاست کیفری ایران در قبال اسیدپاشی", دوفصلنامه تحقیق و توسعه در حقوق کیفری و جرم شناسی, 1, 1, 1403, 261-287. doi: 10.22034/jclc.2024.718666
HARVARD
عارفی مرتضی. (1403). 'تحلیل فقهی و حقوقی سیاست کیفری ایران در قبال اسیدپاشی', دوفصلنامه تحقیق و توسعه در حقوق کیفری و جرم شناسی, 1(1), pp. 261-287. doi: 10.22034/jclc.2024.718666
CHICAGO
مرتضی عارفی, "تحلیل فقهی و حقوقی سیاست کیفری ایران در قبال اسیدپاشی," دوفصلنامه تحقیق و توسعه در حقوق کیفری و جرم شناسی, 1 1 (1403): 261-287, doi: 10.22034/jclc.2024.718666
VANCOUVER
عارفی مرتضی. تحلیل فقهی و حقوقی سیاست کیفری ایران در قبال اسیدپاشی. حقوق کیفری و جرم شناسی, 1403; 1(1): 261-287. doi: 10.22034/jclc.2024.718666